
سال جاری هر چه بود در حال سپری شدن است و آخرین فصلش نیز با رفتن زمستان روسیاهی را به زغال گذاشت! اما کاش همیشه همان زغال سیاه روسیاه باشد و باقی بماند و این شرم به سراغ انسانها نرود! نگاهی به کارنامه خود در سال ۹۴ بیندازیم و ببینیم پیرامون انسانیت خود چه کردیم؟ تن آدمی را به شرافت جان آدمیت سپردیم یا در فکر لباس زیبا بودیم تا نشان آدمیت مان باشد؟ اوقات شبانهروز را چگونه سپری کردیم و درصدها را چگونه محاسبه کردیم؟ آیا هر آنچه در توان داشتیم مصروف کارمان شد یا آگاه بودیم تلاش برای زندگی است نه زندگی برای تلاش! اجازه دادیم فرزندانمان برای ما تصمیم بگیرند یا در کارها مشارکتشان دادیم تا بتوانند آینده را بهتر بسازند؟ آیا مسئولیت های که طبق قانون برعهده ما قرار گرفته شده بود توانستیم بصورت درست انجام دهیم؟ چند درصد از فعالیتهای روزانه خود را با فرزندانمان تقسیم کردیم؟ یا قسمت اعظم وظایف آنها را هم برایشان انجام دادیم! همسرمان را چگونه دیدیم؟ یادمان بود که شریک زندگیمان است یا برای او شاگرد خانهای بیش نبودیم؟ اصولاً مدیر واقعی زندگی ما چه کسی بود؟ خودمان، همسرمان یا فرزندانمان؟ منصفانه قضاوت کنیم تا بتوانیم برای سال آینده بهتر تصمیم بگیریم. تجربیات طول زندگی بشر این امر را به ثبوت رسانده که مرد نفر اول و سرپرست خانواده است و زن مدیریت خانه و فرزندان را به عهده دارد و فرزندان مشاوران و دستیاران هر دوی اینها برای یک زندگی پایدار هستند. کدامیک از بندهای این فرمول ساده را به مرحله اجرا گذاشتیم که حالا منتظر میوه شیرین و مطلوب این نهال هستیم؟ سال تمام میشود و ما نهتنها کارنامه سپیدی برای خودمان و زندگیمان نداریم بلکه اکثر درسهایمان را اگر مردود نشده باشیم با تکماده پاس کردهایم! میگویید نه؟ خودمان قاضی دادگاه خود باشیم و برای خودمان حکم صادر کنیم تا متوجه شویم فقط گذران عمر کردهایم و مستحق رأی قصاص هستیم! فرزند یا فرزندانمان در چهکارهایی با مادرشان مساعدت میکنند؟ چند بار به کمک ما آمدهاند تا دستی کنار دست ما بگذارند و بار کمی را از دوشمان بردارند؟ چند بار به آنها تأکید کردهایم در کارها مشارکت نمایند! آخرین باری که در حضور آنها دست پدر و مادرمان را بوسیدهایم چه زمانی بوده است و آیا چنین وظیفهای را به انجام رساندهایم؟ چگونه انتظار داریم در زمان پیری و ناتوانی دستگیر ما باشند و به سرای سالمندان اعزاممان نکنند! چه انتظاری داریم آنچه را به آنها نیاموختهایم برای ما انجام دهند. مگر آنها علامه دهر هستند که نخواندهملا شوند؟ در حضور آنها چه الطافی به اولیای خود داشتهایم و با چه الفاظی با آنها صحبت کردهایم؟ چگونه از مساکین دستگیری کردهایم که میخواهیم فرزندانمان رئوف و مهربان باشند؟ چندین بار در مقابل چشمهای کنجکاو آنها قانونشکنی کردیم و مقررات جاری را عملی و لسانی و کتبی زیر پا گذاشتهایم و آنها همه این رفتارها را در مخیله خود ثبت و ضبط کرده تا در زمان موعود به مرحله اجرا بگذارند! بودم و بودمها تأثیری در روحیه فرزندانمان نخواهد داشت بلکه آنها باید با دو چشمان جستجوگر خود، هستم و هستم های ما را ببینند تا برایشان الگوی عمل باشد. به جای رونق دادن به سفره و افزون نمودن تفریح و سرگرمی بچههایمان بهتر است مراقب اعمال خودمان باشیم که از منفی گرایی ها کپیبرداری نشود. گندم بکاریم تا گندم درو کنیم. دانهای که امروز به زمین میسپاریم جویی بیش نیست لاجرم جو به دست خواهد آمد! منتظر باشیم که پیری و ناتوانی نزدیک است! روزگاری قدر و ارزش پیر در آن بود که به صدر مینشاندنش و اجرش مینهادند؛ و برای تجربیاتش ارزش فراوان قائل بودند و بدین گونه میتوانست همه دردهای جسم و روحش را تحمل کند؛ اما امروز دردها و بیماریهای تازه که به جامعه افزودهشده باعث میشود سنتهای خوب به حاشیه برود و نسلهای تازه برایشان تره هم خرد نکنند! چون آنچه را که نیازمندش بودهاند در اولیای خود ندیده و از آنها نیاموختهاند!
بر گرفته از مطالب جناب حسن روانشید
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 23:41
یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار،یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال
سالی را با همدلی و همزبانی دولت و ملت شریف ایران اسلامی و با خلق حماسه پرشکوه دیگری از سوی این ملت همیشه در صحنه پشت سر گذاشتیم و اینک با سرآغاز بهار، سال دیگری را در کنار هم آغاز می کنیم تا همپای امیدها و نویدها، دلها را به نور ایمان برافروخته و دستها را با تحول و شکوفایی به هم داده و در کنار هم گام های استوار را درتحقق ایده ها وطرحهای ماندگار برداریم تا افتخاری به صفحات افتخارآمیز تاریخ کهن ایران اسلامی بیافزاییم.
با استعانت از آفریدگار جهان ، فرا رسیدن بهاران شکوهمند را که هنگامه تجلی مواهب الهی بر بستر طیبعت است به حضور مردم شهرستان ویژه میانه و هموطنان عزیز تبریک گفته، از آستان حضرت احدیت مزید توفیقات سرشار از شور و نشاط و مملو از توکل الهی را در جهت رشد و شکوفایی ایران کهنسال، مسالت می نماییم.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 23:41

به گزارش صدای میانه به نقل از تسنیم: دبیر کل سازمان ملل متحد در پیامی به مناسبت روز جهانی نوروز خواستار اشاعه پیام اساسی نوروز یعنی امید و تجدید حیات در سراسر جهان شد.
متن کامل پیام بان کی مون به شرح زیر است:
اینجانب با خرسندی بسیاربهترین شادباش هایم را به مناسبت نوروزی فرخنده به تمامی آنانی تقدیم دارم که این روز را در سراسر گیتی جشن می گیرند، همچنین به افراد بسیار دیگری که می توانند از این میراث فرهنگی غنی بهره مند گردند.
نوروز سنتی باستانی با مناسبت امروزی است. روح دوستی، همبستگی و احترام به محیط زیست طبیعی نوروز قویا با ارزش های سازمان ملل متحد منطبق است.
صد ها میلیون انسانی که در سراسر جهان این سنت را گرامی می دارند، نماینده طیف گسترده تجربه انسان هستند. سنت های آنان به گونه ای غنی متنوع است به شیوه ای که بافته ای از جلوه ها و نماد های فرهنگی را ارائه می دهد.
جشن های بیشمار نوروز در جهان ما، احترام مشترک برای تجدید حیاتی است که از اعتدال بهاری سرچشمه گرفته است. تمامی مردم میتوانند از این حس امکان تازگی الهام گیرند.نوروزاز مرز های ملی، تقسیمات مذهبی و سایر تفاوت ها فراتر رفته و جوامع را با پیوندهای حسن نیت متحد میکند.
چنین هدف مشترکی می تواند به صعود انسانیت در این لحظه در تاریخ کمک کند.
ما هم اکنون در نخستین سال از دستور کار توسعه پایدار 2030 قرار داریم که دیدگاه ما برای زندگی با منزلت برای همه مردم است. همچنین این نخستین سال برای توافق تاریخی پاریس در باره تغییرات اقلیمی است که دارای توان بالقوه زیادی برای شروع آینده ای نوین است.
در عین حال درگیری، تبعیض و سایرنقض حقوق بشر همواره هزینه زیادی دارند. در حالیکه باید منشا ایجاد مشکلات را از بین برد، باید با اقدام دلسوزانه به این رنج ها پاسخ داد. با تمرکز بر روابط خوب، نظارت زیست محیطی و صلح پایدار، نوروز مناسبتی است برای تقویت تصمیم ما جهت اینکه هیچکس در سفر ما به سوی آینده ای بهتر عقب نماند.
اجازه دهید همه مردمی که نوروز را جشن می گیرند قادر سازیم که آن را با شادی و با معنا جشن گیرند و اجازه دهید این پیام اساسی نوروز یعنی امید و تجدید حیات در سراسر جهان را اشاعه دهیم.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 19:01

طی دو هفته گذشته در مورد وضعیت سه خواهر و برادر کرمانشاهی که مبتلا به بیماری صعب العلاج ناشی از اثرات شیمیایی دوران جنگ تحمیلی هستند خبرهایی روی خروجی رسانه ها قرار گرفت که خبرآنلاين نیز بنا بر رسالت خود نسبت به بازنشر این مطالب و ارتباط گیری با خانواده این سه تن به منظور افزایش تلاش ها برای رفع مشکلات آنها اقدام نمود.
به گزارش صدای میانه به نقل از خبرآنلاين، با انتشار این خبرها موجی از واکنش های مردمی شکل گرفت که منجر به تماس های مکرر از سراسر کشور با تحریریه خبرآنلاين در کرمانشاه شد. به تبع موج عظیم واکنش های مردمی به این خبر، وزیر کشور نیز به این اخبار واکنش نشان داد و به خطاب به اسدالله رازانی استاندار کرمانشاه نامه نوشت.
وزیر کشور در این نامه نوشت:انتشار خبر بیماری صعب العلاج سه خواهر و برادر کرمانشاهی که از آسیب های به جای مانده از دوران جنگ تحمیلی رنج می برند، تاثر هموطنان عزیزمان را برانگیخت.
در این نامه آمده است:لازم است با پیگیری مجدانه از طریق مراجع و سازمان های ذیربط و انجام مساعدت های مورد نیاز گامی خیرخواهانه در خدمت به مردم قدرشناس و شایسته میهن اسلامی در آستانه سال نو برداشته شود و گزارش اقدامات صورت گرفته در اختیار عموم مردم و اینجانب قرار گیرد.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 19:01
صدای میانه به نقل از خبرآنلاین؛ماشین پیاده تا وارد دانشکده شویم، فریاد نامفهومی بر سر ما می کشند، اول شک می کنم که به چه زبانی شعار می دهند، تا متوجه می شوم یکصدا می گویند: «ساندیس خور، ساندیس خور»
سعید جعفری
از تعداد انگشتان دو دست بیشتر نیستند، ولی سر و صدایشان توجه هر عابری را به خود جلب می کنند. از دیدن دوباره شان خیلی تعجب نمی کنم، هر جا ایران در مذاکره ای بین المللی حضور دارد یا مقاماتی از کشورمان به اروپا یا آمریکا می روند، داد و فریادهایشان گوش را آزار می دهد. از ماشین پیاده تا وارد دانشکده شویم، فریاد نامفهومی بر سر ما می کشند، اول شک می کنم که به چه زبانی شعار می دهند، تا متوجه می شوم یکصدا می گویند: «ساندیس خور، ساندیس خور»
ناخودآگاه میزنم زیر خنده و بقیه تیم خبری هم، خنده شان می گیرد، خشمشان بیشتر می شود و ساندیس خور را بلندتر فریاد می زنند.
وارد دانشکده موسیقی دانشگاه ملی استرالیا می شویم، سالن در حال پر شدن است، قبل از ورود پرسیده بودم که ظرفیت این سالن چند نفر است، نیم ساعتی به شروع مراسم باقی مانده و بعید است در این مدت کل ۱۲۰۰ نفر پر شود، ولی از درهای دو طرف جمعیت در حال اضافه شدن هستند. خیلی ها هم فارسی صحبت می کنند، بعضی ها ذوق و شوق دارند که وزیر خارجه محبوبشان را ببینند و برخی دیگر هم آمده اند تا مخالفت خود را نشان دهند.
تقریبا دست همه دانشجویان کاغذی A4 است. از یکی از دانشجویان کاغذش را قرض می گیرم، یک رو به فارسی و روی دیگر به انگلیسی به ایران فحش داده اند. حتی نکرده اند دقیق تر بنویسند، هم اشتباهات تاریخی، هم ایراد نگارشی و هم غلط املایی. پایینش هم بزرگ نوشته اند: «سازمان مجاهدین خلق ایران»
گپ و گفت با دانشجویان
پیش از شروع مراسم به میان جمع می روم و با چندتایی از دانشجویان مشغول صحبت می شوم. با دختر جوانی که می گوید محیط زیست می خواند هم صحبت می شوم، از او دلیل آمدنش به این مراسم را می پرسم: «برای من خیلی جالب است که یک وزیر خارجه از کشوری چون ایران بتواند تا این اندازه توجهات جهانی و بین المللی را جلب کند. تا پیش از این من شناخت چندانی از ایران نداشتم و فقط فکر می کردم یکی از تهدیدات جهانی است، ولی با حضور ظریف نگاهم نسبت به ایران تغییر کرده و وقتی شنیدم او قرار است در دانشگاه ما سخنرانی کند، علاقه مند شدم از نزدیک او را ببینم.»
پسر جوان دیگری که کمی آن طرف تر نشسته با دوستش مشغول صحبت است، کمی به آنها نزدیک می شوم تا سر از حرفهایشان در بیاورم. بحث هایشان قدری تخصصی تر است، احتمالا علوم سیاسی می خوانند به میان بحثشان وارد می شوم و از حضور ظریف در این نشست می پرسم. اولی که نامش کریس است می گوید: «دانشگاه ما نشست های اینچنینی زیادی برگزار می کند و شخصیت های سیاسی، هنری و حتی اجتماعی مختلفی برای سخنرانی به اینجا می آیند، اما خیلی خیلی کم پیش می آید که سالن تا این اندازه پر شود، معمولا حتی ردیف های ابتدایی هم به زحمت پر می شود.»
ادوارد وسط بحث دوستش وارد می شود و می گوید: «من فکر می کنم ظریف توانسته نگاه تازه ای به روابط بین الملل اضافه کند، تئوری برد - برد پیش از این بیشتر در قالب یک نگاه ایده آلیسیتی و دور از واقعیت در روابط بین الملل مطرح می شد، اما ظریف با مذاکرات هسته ای توانست این الگو را عملیاتی کند. من امروز به اینجا آمدم تا بیشتر در مورد این نگاه بدانم.»
از ادوارد و کریس تشکر می کنم و دوباره به صندلی خودم بر می گردم. حالا دیگر نه تنها طبقه اول سالن کاملا پر شده که حتی طبقه دوم هم در حال تکمیل است. همه منتظرند جواد ظریف وارد سالن شود. مشغول سر و کله زدن با گوشی ام هستم تا شاید بتوانم به اینترنت وصل شوم، ناگهان با صدای تشویق جمعیت سرم را بالا می آورم، ظریف با ۳ نفر دیگر وارد سالن می شوند. تشویق ها حدود بیست ثانیه ای ادامه می یابد.
دیپلمات آکادمیک وارد می شود
برایان اشمیت، معاون دانشگاه که اطو کشیده تر از بقیه است، ابتدا پشت تریبون می رود و مقدمه ای کوتاه از مهمان امروز دانشگاه می گوید. در تعریف و تمجید هم کم نمی گذارد و روایتی از توافق هسته ای و نقش جواد ظریف در آن گفتگوها می گوید و در ادامه از امین سیکل می خواهد تا اجرای مراسم را بر عهده گیرد.
مدیر مرکز مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه هم در معرفی و تحسین از ظریف سنگ تمام می گذارد. تعریف ها و تمجیدهایش چند باری لبخندهای ظریف را به همراه دارد. او به سابقه دانشگاهی ظریف در آمریکا اشاره می کند و او را دیپلماتی آکادمیک می خواند.
سوالات تمام نشدنی
با تشریق ممتد حاضران ظریف به روی سن می آید و صحبت هایش را آغاز می کند. در طول سخنرانی سکوت کامل سالن را فرا گرفته و صدایی جز ظریف شنیده نمی شود.او بحثش را آکادمیک آغاز می کند. از جهانی شدن و اثرات و تبعاتش می گوید. از بی نتیجه بودن نگاه بازی با حاصل جمع صفر و البته از سیاست خارجی ایران.
پس از حدود نیم ساعت نوبت به بخش پرسش و پاسخ می رسد، کم کم بر تعداد کسانی که می خواهند از وزیر خارجه ایران سوال کنند افزوده می شود تا جایی که دو جایگاه در دو طرف سالن تعبیه می کنند تا متقاضیان در صف بایستند و منتظر بمانند تا نوبت به آنها برسد. یکی از رابطه ایران و سوریه و چرایی حمایت تهران از اسد می پرسد، دیگری از سیاست های تهران در منطقه خاورمیانه می گوید، آن یکی آزمایش های موشکی ایران را طرح می کند. ظریف به تمام سوالات اما با آرامش و تسلط پاسخ می دهد، سعی می کند به تمام بخش های تمام سوالات تمام پرسش کنندگان پاسخ دهد، یکی دوباری هم جواب هایش با تشویق دانشجویان همراه است.
تشویق هایی که تمام نمی شوند
قرار بود ساعت هشت و نیم به وقت محلی از فرودگاه کانبرا به سمت سیدنی پرواز کنیم ولی هنوز صف دانشجویان منتظر برای پرسش شلوغ است و ساعت نزدیک به هشت. مجری مراسم (سیکل) بالاخره اشاره می کند که وقت رو به اتمام است و برای دیگر سوالات زمان نداریم و از گرت ایوانز رئیس دانشگاه ملی استرالیا می خواهد سخنران اختتامیه باشد.
او هم خیلی مختصر هم از ظریف تشکر می کند که به این جلسه آمده و هم از دانشجویانی که از این مراسم استقبال کردند. همچنین ادامه می دهد باعث افتخار او و دانشگاهش است که ظریف به اینجا آمده و برایشان سخنرانی کرده است. در پایان هم کتابی به عنوان یادگاری به وزیر خارجه ایران هدیه می دهد. تشویق ها پس از اعطای هدیه تمام نمی شود، هدیه را می گیرد و به صندلی خود بر می گردد، حضار اما همچنان او را تشویق می کنند، دست زدن ها ظریف را مجبور می کند، دوباره بلند شود و برای دانشجویان دستی تکان دهد.
خیلی سریع باید سالن را ترک و سوار ون شویم، از دانشکده که بیرون می آیم، دوباره چند نفری شعار می دهند و فحش؛ تعدادشان بازهم کمتر شده و بیشتر از سه چهار نفر نیستند. مارا مزدور می نامند و جیره خوار. بی تفاوت از کنارشان رد و سوار ماشین می شوم.
به این فکر میکنم که وقتی برگشتم ایران تعریف مزدور و جیره خوار را از فرهنگ معین نگاه کنم.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 19:01
به گزارش صدای میانه به نقل از میزان؛ دونالد جان ترامپ، متولد 14 ژوئن 1946، فرزند "فرِد ترامپ"، از برج سازان نیویورک است. او در انتخاب حرفه ساخت املاک شدیداً تحت تأثیر پدرش قرار گرفت.
در سال 1971 میلادی، دونالد ترامپ به واسطه پدرش در پروژه های سودآور و عظیم ساختمانی در ایالت منهتن آمریکا وارد شد و 8 سال بعد به عنوان سرشناس ترین فردی که این صنعت را در نیویورک توسعه داده است شناخته شد و شرکت "ترامپ" را تاسیس کرد.
نامزد انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا تقریباً از سال 1988 میلادی تاکنون یک نامزد بالقوه برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بوده است. در سال 2004 میلادی، ترامپ تصمیم به راه اندازی سری برنامه های تلویزیونی در شبکه آمریکایی "ان بی سی" گرفت.
بی پروایی در کلمات این نامزد جمهوری خواه آمریکایی، به سخره گرفتن افراد و رفتارهای خارج از عرف وی، سوژه جدید این روزهای مطبوعات جهان شده است.
روزنامه نیویورک تایمز اخیراً نوشت: زمانی که کمپین ریاست جمهوری دونالد ترامپ آغاز به کار کرد، نامزدی او تجربه ای است که بارها و بارها در اتخابات سال 2012 میلادی تکرار شده بود. ائتلاف او نامنسجم بود و هیچ پشتیبانی از سوی هم حزبی های جمهوری خواه خود دریافت نکرد تا او را تنها در چهره یک بازیچه رسانه ای به جهانیان بشناساند. پیروزی دور از انتظار ترامپ تنها متکی به شهرت تلویزیونی و سرمایه چند میلیارد دلاری اش است.
"ریک ویلسون"، مشاور سیاسی حزب جمهوری خواه آمریکا، که در چند ماه گذشته جنگ علنی را علیه کمپین تبلیغلتی رونالد ترامپ راه اندازی کرده است، در گفتگو با شبکه خبری "سی ان ان" ادعا کرد که ترامپ یک فاشیست پیر است که همانند سرطان حزب جمهوری خواه را زمین گیر خواهد کرد و گفت: او یک خطر بالقوه است، نه تنها برای حزب جمهوری خواه، بلکه برای جنبش محافظه کار.
ترامپ در گفتگو با شبکه تلویزیونی "فاکس نیوز" عنوان کرد که حامی جنبش سیاه پوستان نیست و در اظهاراتی نژادپرستانه گفت: "فکر می کنم که آن ها دنبال دردسر می گردند. جنبش سیاه پوستان علیه بدرفتاری "سیستماتیک" پلیس آمریکا با آمریکایی های آفریقایی تبار است. من مصاحبه عده ای از اعضای این جنبش را دیدم و نتیجه گرفتم که آن ها به هیچ دردی نمی خورند".
ترامپ پیش از این فرماندار سابق اوماری، مریلیند را به دلیل حمایت از جنبش سیاه پوستان یک کودک احساساتی ضعیف و منزجر کننده خطاب کرده بود. چندی بعد، ترامپ گفته بود که در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال بعد آمریکا از رفتارهای عجیب و غریب خود دست خواهد کشید اما اخیراً با تمسخر کردن ساکنان مکزیکی آمریکا، جنگ رسانه ای علیه شبکه تلویزیونی "فاکس نیوز" و اخراج یک خبرنگار مکزیکی آمریکایی تبار از نشست خبری خود جنجال های جدیدی به راه انداخته است. او در یکی از اظهار نظرهای خود گفته بود که اگر با دخترش پیوند خانوادگی نداشت، او را به نامزدی خود در می آورد.
در شماره اخیر مجله "رولینگ استونز"، دونالد ترامپ درباره قیافه کارلی فیورینا، تنها زن نامزد ریاست جمهوری حزب جمهوری خواه، گفت: "به صورتش نگاه کنید! کسی به او رای می دهد؟ تصور کنید این قیافه رییس جمهور بعدی آمریکا باشد. او یک زن است! قرار بود من مراقب حرف زدنم باشم اما بی خیال. جدی باشید".
بر اساس آمار، وی تاکنون در مبارزات تبلیغاتی خود برای نامزدی ریاست جمهوری آمریکا بالغ بر سه برابر هزینه های هیلاری کلینتون است. دونالد ترامپ صاحب دو جت و سه هلیکوپتر خصوصی است. جت های خصوصی او که پرده های حریر و کمربند های ایمنی از جنس طلا دارد، هر ساعت پنج هزار دلار سوخت می سوزاند. در ماه اوت (شهریور و مهر) سال 2015 میلادی او بیش از 71 بار به مکان های مختلف سفر کرد.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 17:28

به گزارش صدای میانه به نقل از خبرگزاری صدا و سیما؛
13:16
خبرگزاری دوغان ترکیه از انتقال 5 زخمی حمله انتحاری خیابان استقلال استانبول به بیمارستان خبر داد.
به گزارش پایگاه اینترنتی خبرگزاری دوغان ترکیه ، حال یکی از زخمی ها وخیم گزارش شده است. بر اساس آخرین خبرها شماری زیادی از نیروهای پلیس و آمبولانس ها به خیابان استقلال استانبول اعزام شده اند.
نیروهای پلیس با اتخاذ تدابیر امنیتی مانع ورود و خروج از خیابان استقلال می شوند.
13:15
آسوشیتدپرس: خبرگزاری دوغان ترکیه اعلام کرد انفجار در خیابان استقلال استانبول ناشی از حمله بمبگذار انتحاری است. خبرگزاری آناتولی نیز گزارش داد آمبولانس ها به این محل که کافه ها، رستوران ها و ساختمان های کنسولگری کشورهای دیگر در آنجا قرار دارد اعزام شده اند. شبکه تلویزیونی خصوصی ان تی وی ترکیه نیز گزارش داد این انفجار در بیرون یک مرکز خرید روی داده است.
در آستانه برگزاری مراسم جشن نوروز در تاریخ 21 ماه مارس، ترکیه اقدامات امنیتی را در آنکارا و استانبول تشدید کرده است.
13:12انفجار خیابان استقلال استانبول دو کشته و هفت زخمی برجا گذاشت ، تمام مسیرها به محل انفجار مسدود است و تاکنون شخص یا گروهی مسوولیت این انفجار را برعهده نگرفته است.
13:10تلویزیون سی ان ان ترک اعلام کرد انفجار روز شنبه در قلب استانبول یک حمله انتحاری بود و در آن دو نفر از جمله عامل انتحاری کشته شدند.
13:07شبکه تلویزیونی العربیه از وقوع انفجار در مرکز شهر استانبول ترکیه خبر داد و اعلام کرد این انفجار مرکز استانبول را به لرزه در آورد و گزارشها از زخمی شدن شماری حکایت دارد. رسانه های ترکیه اعلام کردند این انفجار در خیابانی پر رفت و آمد در مرکز استانبول رخ داد.
بر اساس اعلام رسانه های دولتی ترکیه این انفجار در یکی از خیابان های شلوغ بخش اروپایی این شهر است خبر دادند. آمبولانس ها نیز به محل اعزام شده اند.
13:00 شبکه المیادین به نقل از شبکه سی ان ان ترکیه: در انفجار انتحاری در استانبول، دو نفر کشته و هفت نفر دیگر زخمی شدند.
تهران / خبرگزاری صدا و سیما / سیاسی 1394/12/29
به گزارش خبرگزاری فرانسه از استانبول، تلویزیون سی ان ان ترک اعلام کرد انفجار روز شنبه در قلب استانبول یک حمله انتحاری بود و در آن دو نفر از جمله عامل انتحاری کشته شدند.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 17:28
صدای میانه به نقل از عصرایران - آخرین نود سال 1394 جمعه شب روی آنتن شبکه سوم رفت . عادل فردوسی پور برای این برنامه طراحی ویژه ای کرده بود و تقریبا همه آیتم هایش مناسبتی و مربوط به عید نوروز بودند ، ازحضور جناب خان به عنوان میهمان ویژه تا چالش های فوتبالی با بازیکنان فوتبال ایران.
ویژه برنامه نوروزی نود در فضایی شاد و با حضور عروسک استثنایی تلویزیون جمعه ۲۸ اسفند از ساعت ۲۳:۰۵ از شبکه سه سیما روی آنتن رفت.
عادل فردوسی پور در ابتدای برنامه گفت سه ساعت در خدمت شما خواهیم بود و توصیه می کنیم امشب حتما همراه ما باشید بعید می دونم پشیمون بشید.

سوال مسابقه پیام کوتاه آخرین برنامه سال درباره میزان رضایت بینندگان از برنامه نود پخش شد.

عادل فردوسی پور با تشکر از فیلم هایی که بینندگان برای فراخوان برنامه نود ارسال کردند گفت واقعا چقدر خوبیم ما و چقدر هموطنانمان استعداد و خلاقیت دارند که بعضی از آنها غیرقابل پخش بودند و بیشتر آنها قابل پخش بودند
مهمان ویژه نود مالک باشگاه پاری سن ژرمن به برنامه آمد و گفتگوی ویژه با او آغاز شد.







پس از آغاز صحبت با جناب خان ابراهیم تهامی روی خط آمد و جناب خان پیشنهاد مربی گری تیم های پایه پاری سن ژرمن را به تهامی برای آموزش دربیل متوالی ۱۴ بازیکن به او داد.
جناب خان عروسک محبوب تلویزیون با صداپیشگی محمد بحرانی با کنایه به ریاست فدراسیون فوتبال گفت من جزو کاندیداهای ریاست فدراسیون بودم همراه با آقایان کفاشیان، تاج و آجرلو که جناب کفاشیان قفل در خانه اش باز نشد و نتوانست ثبت نام کند، الان بیکار میشه میاد در مسابقه خنداننده برتر ما شرکت می کنه و همش میخنده!
قرعه کشی مسابقه پیام کوتاه برنامه قبل به کمک عدد انتخابی جناب خان انجام شد.
گزارشی از هواداران متعصب آبادانی و گفتگو با آنان درباره علاقه بی حد و مرز به فوتبال پخش شد.
عادل فردوسی پور گفت چون این برنامه ویژه نوروزی است بخش فوتبالی در آن نخواهیم داشت و بازی های لیگ قهرمانان آسیا را روی سایت بررسی خواهیم کرد.
فرشته کریمی مهاجم تیم فوتسال بانوان روی خط تلفنی آمد و از جناب خان خواست در فوتسال بانوان سرمایه گذاری کند چون لیگ بانوان با ۱۴ تیم شروع شد و آخر با انصراف ۶ تیم به خاطر مشکلات مالی به پایان رسید.
لورن بلان سرمربی فرضی پاری سن ژرمن هم روی خط برنامه نود آمد و با جناب خان مالک باشگاه گفتگو کرد.

بخش دوم داب اسمش های بینندگان نود با محوریت گزارش های فوتبال پخش شد که عادل فردوسی پور قبل از آن گفت از دوستانی چون علیرضا علیفر، جواد خیابانی و مزدک میرزایی که اجازه دادند شوخی های داب اسمشی آنها را پخش کنیم تشکر می کنیم.
کارشناس داوری بعضی از بازی های لیگ برتر با کمک جناب خان در نقش نصیرزاده انجام شد و جناب خان درباره اعلام پنالتی با برخورد توپ به سر اعتقاد داشت داور بازی را برای یک تیم درآورده است!

بخش دوم چالش حرکات جالب فوتبالی با موضوع سرگیجه و حفظ تمرکز در ضربه پنالتی به دروازه خالی بعد از چرخیدن دور یک توپ با شرکت علی انصاریان، حنیف عمران زاده، آرش برهانی، کمال کامیابی نیا، فرشاد احمدزاده، جواد کاظمیان و داریوش شجاعیان در ورزشگاه آزادی پخش شد.
ساعت ۰۰:۲۶ بامداد برای اولین بار نتایج نظرسنجی پخش شد که با شرکت بیش از ۹۰۰ هزار نفر ، ۹۳،۵ درصد از عملکرد برنامه نود اعلام رضایت کردند و ۶،۵ درصد گفتند راضی نیستند.

مجری برنامه نود در واکنش به این نتیجه گفت خیلی خوشحالیم، امسال کلی بالا و پایین داشتیم و کلی علیه مان صحبت شد اما کیف می کنیم از این میزان همراهی شما و تمام تلاشمان را می کنیم تا در سال ۹۵ تعداد آن ۶،۵ درصد را هم کمتر کنیم.
گلچینی از اتفاقات جالب و بامزه برنامه نود در سال ۹۴ بخش بعدی بود که پخش شد.
مرور کلی بر رخدادهای فوتبال ایران در سال گذشته قسمت بعدی نود که در جدول پخش قرار گرفت.

بخش بعدی نوستالژی فوتبال گل کوچیک بین تیم های محمدرضا حیدریان و مهدی ترابی با داریوش شجاعیان و فرشاد احمدزاده بود.

بخش های خاص و گوشه هایی به یادماندنی از مصاحبه های اهالی فوتبال در سال گذشته در ادامه روی آنتن رفت.(ویدیو)
قسمت سوم چالش های ستارگان فوتبالی چالش نخندیدن بازیکنان در واکنش به تماشای تصاویر ویدیویی جالب بود.
اهالی فوتبال در سال گذشته حرکات زیبا و انسان دوستانه ای داشتند که درآخرین برنامه نود سال به تصویر کشیده شد.
چالش حرکات فوتبالی جالب بینندگان که برای برنامه ارسال کرده بودند هم پخش شد.
قسمت بعدی چالش ستارگان سرخابی هدف گیری و ضربات دقیق بازیکنان به سبد در سالن فوتسال بود.
در این بخش تیم عادل فردوسی پور و جواد کاظمیان و تیم حنیف عمران زاده و شجاعیان به فینال رفتند که تیم حنیف با ضربات دقیق او قهرمان شد.
اتفاقات جنجالی نود در سال گذشته هم مجموعه دیگری بود که یک بخش را به خود اختصاص داد.
احسان علیخانی تهیه کننده برنامه سه ستاره روی خط تلفنی نود آمد و درباره رقابت برنامه سازان برتر تلویزیون در پایان سال صحبت کرد در حالی که محمدحسین میثاقی هم به برنامه اضافه شده بود. علیخانی در پایان از فردوسی پور و میثاقی خواست در صورتی که در مسابقه برگزیده شدند در برنامه تحویل سال شرکت کنند.

یادی از عزیزان از دست رفته فوتبال در سال ۹۴ هم در این برنامه نود سهمی به خود اختصاص داد.
گفتگویی با دختران تیم ملی فوتسال درباره موفقیت های این تیم در سال گذشته پخش شد.
حواشی و اتفاقات جنجالی فوتبال ایران در سال گذشته در ادامه در قالب گزارشی روی آنتن رفت.
مجموعه حرکات تکنیکی برتر فوتبال ایران سال ۹۴ هم قسمت دیگر نود آخر سال بود.
پخش مصاحبه های جالب و دیدنی اهالی فوتبال در سال قبل آخرین آیتم تولیدی این برنامه بود و با تشکر از همه همکاران نود در سال گذشته و پخش آخرین آمار نظرسنجی برنامه ساعت ۲:۱۸ بامداد ۲۹ اسفند به کار خود در سال ۹۴ پایان داد
در پایان این برنامه با شرکت یک میلیون و ۳۷۲ هزار نفر، ۹۳،۳ درصد بینندگان از عملکرد برنامه نود در سال قبل اظهار رضایت کردند که نسبت به سال قبل ۲ درصد رشد داشت و ۶،۷ درصد گفتند رضایت کافی ندارند.
گفتنی است برنامه بعدی نود دوشنبه ۱۶ فروردین ماه ۱۳۹۵ پخش خواهد شد.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 17:28
فردای میانه به نقل از خبرگزاری تسنیم/ آخرین جمعه سال در میانه عکس: محمد زینالی ...
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 15:15
شبنم قلی خانی عکس جدیدی از خودش در کنار همسر و دخترش منتشر کرد
صدای میانه؛این بازیگر 38 ساله که در استرالیا زندگی می کند, عکس و متن زیر را در صفحه شخصی اش منتشر کرده است.
شبنم قلی خان در کنار همسر و دخترش
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 2:52

قیمت نفت در معاملات آتی آمریکا در روز جمعه با اضافه کردن به رشد قوی جلسه گذشته خود، رکوردی تازه در سال 2016 از خود به جای گذاشت. این در حالی است که امیدها برای ثمردهی طرح فریز نفتی و کاهش تعداد دفعات نرخ بهره نیز موجب حمایت از قیمت نفت شده اند.
به گزارش صدای میانه به نقل از اقتصاد نیوز، هر بشکه نفت آمریکا با 6 سنت افزایش قیمت 40 دلار 26 سنت معامله شد. این در حالی است که در اواسط روز، نفت آمریکا با رسیدن به قیمت 40 دلار و 55 سنتی بالاترین سطح خود را در سال جاری تجربه کرده بود. قیمت هر بشکه نفت برنت برای تحویل در ماه پیش رو نیز با 6 سنت افزایش به 41 دلار و 60 سنت رسید.
قیمت نفت از زمانی که سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک، ایده ثابت نگهداشتن میزان تولید را در ذهن خود پروراند با رشدی 50 درصدی مواجه شده است؛ به طوری که برنت از سطح 27 دلاری و نفت آمریکا از سطح 26 دلاری برای هر بشکه فاصله گرفته اند.
نفت آمریکا پنجمین هفته متوالی رشد خود را تجربه می کند که طولانی ترین روند صعودی در نزدیک به یکسال اخیر بوده است، در حالی که نفت برنت نیز با ثبت چهارمین هفته صعودی خود بلندترین روند رو به رشد خود را در 12 ماه اخیر به ثبت رسانده است.
بی ان پی پاریباس در یادداشتی اعلام کرد: «زیرساخت های جهانی تغییر کمی کرده و نفت با توجه به تقاضای ریسکی بالاتر، رشد کرده است. گفت و گو میان کشورهای تولیدکننده بزرگ به منظور تصمیم در مورد ثابت نگهداشتن سطح تولیدات خود، تصمیم خوبی بوده ولی برای به تعادل رسیدن بازار کافی نخواهد بود.»
بی ان پی برآورد کرده که در پایان نیمه نخست سال 2016، ذخایر جهانی در حدود یک میلیون بشکه افزایش خواهند داشت. عربستان سعودی و روسیه هفدهم آوریل در قطر به منظور نخستین توافق برای عرضه جهانی نفت نشستی را برگزار خواهند کرد.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 2:52

امام جمعه میانه با بیان اینکه اعیاد و جشن ها در هر قوم و ملت نشات گرفته از یک واقعه مهم و خوب تاریخی است؛ با تاکید بر اینکه اسلام بر عید نوروز صحه گذاشته، برخی رفتارهای آن را باطل و حرام عنوان کرده، به تشریح آنها پرداخت.
به گزارش فردای میانه، حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا حامدی در خطبه های نماز جمعه امروز با اشاره به نهج البلاغه، گناه نکردن و توفیق بندگی خداوند را عید واقعی عنوان کرده گفت: متاسفانه برخی اعمال و باورهای بی پایه و اساس و خرافی همچون چهارشنبه سوری و نحس دانستن عدد 13 با عید نوروز آمیخته شده است و باید مردم نسبت به آنها توجه داشته باشند.
حجت الاسلام حامدی، با بیان اینکه مراسم چهارشنبه سوری را حرکتی خرافی و بی اصل و اساس است که به کشور آسیب و خسارت وارد می کند، افزود: حاصل برنامه های این روز، کشته، قطع عضو و بازی با آتشی است که عده ای شهر را به میدان جنگ تبدیل می کنند و معنی این حرکت غلط، مقلد بودن به شیطان است.
حامدی با ابراز تاسف از عملکرد رسانه هایی مانند صدا و سیما که به این حرکت بال و پر داده و دامن زده اند افزود: تفریحی که به ضرر جامعه وجان اشخاص بوده و موجب مرگ می شود تفریح نیست، بلکه یک عمر شرمندگی است.
امام جمعه میانه با توصیه به پرهیز از اختلاط در دید و بازدیدهای نوروزی، نمایش تجمل گرایی، اسراف مخصوصا در مصرف آب؛ به مواظبت از طبیعت و پاکیزه نگهداشتن آن و انجام صله رحم تاکید کرده گفت: یکی از فرصت های خوب عید نوروز، صله رحم است و این عمل پسندیده نباید بصورت معامله ای انجام شود طوریکه فقط به دید و بازدید اقوامی برویم که به منزلمان آمده بودند پس با آنان که رفت و آمد ندارید هم رفت و آمد کنید و این می تواند فرصت مغتنمی برای برطرف کردن گرفتاری و نیازمندی احتمالی اقوام و فامیل باشد همچنین در این روزها، آشتی دادن و پادر میانی را فراموش نکنید که این مفهوم واقعی صله رحم است.
حجت الاسلام حامدی ادامه داد: صله رحم مختص دید و بازدید از اقوام نبوده و دیدار با خانواده های معظم شهدا که همه مدیون رشادت فرزندانشان هستیم فراموش نشود.
وی همچنین از اجرای برنامه هایی در امامزاده اسماعیل(ع) در آغاز سال تحویل خبر داد.
امام جمعه میانه با کنایه ای به نامگذاری 13 فروردین به نام روز طبیعت،گفت: نامگذاری این روز به عنوان روز طبیعت اشتباه بوده و در واقع با آنچه که در واقعیت می بینیم و هر ساله رخ می دهد، روز مبارزه با طبیعت است و نباید طبیعت را نابود کرده و از بین برد ولی متاسفانه بسیاری از افراد به این موضوع بی توجه هستند.
حامدی با بیان اینکه سال 94 با تمام تلخی ها و شیرینی ها به روزهای پایانی خود رسیده، سالی که گذشت را سال اقتدار کشور نام برده، دستگیری متجاوزان آمریکایی، افتتاح فاز 15 و 16 پارس جنوبی با تکیه بر توان داخلی و تجلی شعار ما می توانیم، مشارکت حداکثری مردم در انتخابات خبرگان و مجلس شورای اسلامی را شیرینی های این سال و حادثه منا، رحلت چهره ها و شخصیت های ارزشمندی چون آیت اله خزعلی و آیت اله طبسی، فرج اله سلحشور و شهادت سردار همدانی را رویدادهای تلخ و ناگوار سال برشمرد.
حجت الاسلام حامدی با اشاره به آغاز تعطیلات نوروزی و شروع سفرهای جاده ای، به آمار کشته شدگان میانه ای در سال 94 اشاره کرده گفت: متاسفانه 56 نفر از همشهریانمان که 12 نفر آنها در داخل شهر و بقیه در جاده های میانه بخاطر عدم رعایت قوانین رانندگی دچار حادثه شده و جان خود را از دست دادند، چه بسا با رعایت ساده قوانین این اتفاقات رخ نمی داد.
حامدی با بیان اینکه جرائم رانندگی، راهی برای کنترل رعایت قوانین است و این تلقی غلط است که جریمه به نفع دولت و جزو بودجه می باشد، به نقل از سرهنگ احسان فر، رئیس پلیس راه میانه-زنجان که دیروز با امام جمعه دیدار داشت، گفت: پلیس راه در این ایام از آمادگی کامل برخوردار می باشد و اگر این تعطیلات بدون مشکلات و تصادفات سپری شود برایمان کافی است.
حجت الاسلام والمسلمین حامدی با اشاره به 29 اسفند سالروز ملی شدن صنعت نفت؛ به تاکیدات مقام معظم رهبری(مدظله) مبنی بر اینکه باید درآمدهای نفتی تبدیل به سرمایه های ماندگار شده و به اقتصاد نفتی تکیه نباشد افزود: اقتصاد تک محصولی مخصوصا اقتصاد نفتی، نقطه ضعفی است که دشمنان و کشورهای خودفروخته ای مانند عربستان از آن سوء استفاده می کنند تا برای کشور مشکل بیافرینند پس باید کشور از این وضعیت خارج شود و این کار نقطه عطفی در تاریخ باشد که اقتصاد را از نفت جدا کنیم.
امام جمعه با اشاره به سالروز وفات حضرت ام البنین(س) و روز تکریم مادران و همسران شهدا گفت: مدیون مادران و همسران شهدا هستیم و هنوز هم مادرانی همچون ام البنین در کشورمان کم نداریم که با تأسی به ایشان فرزندان مدافع حرم را تقدیم اسلام، مملکت و آرامش و امنیت کشور می کنند.
حامدی با تاکید بر اینکه یکی از مهمترین مولفه های تاثیرگذار در امنیت، توان نظامی کشور است؛ به 19 اسفند و رزمایش اقتدار ولایت و آزمایش موشک های بالستیک و به تبع آن، هراس اسرائیل از این موشک ها اشاره کرده افزود: کیفیت و دقت موشک ها بالاست و ما حق دفاع داریم تسلیحات دفاعی داشته باشیم زیرا صراحتا ما را تهدید به حمله نظامی کرده اند و نمی توان دست روی دست گذاشت و دشمن سعی دارد با جوسازی علیه این حرکت، آن را متوقف یا از سرعت آن بکاهند که این ناممکن است.
حجت الاسلام حامدی با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در مجمع طلاب و علمای حوزه علمیه قم و تاکید ایشان بر انقلابی بودن، انقلابی ماندن و حرکت انقلابی گفت: باید این روحیه در کشور موج بزند؛ روحانیت انقلابی، تاثیرگذار است و تلاش دشمن، گرفتن روحیه انقلابی از حوزه هاست.
وی با بیان اینکه تاکید مکرر رهبرانقلاب بر موضوع انقلابی بودن، تکلیف آفرین است و باید شاخص های انقلابی بودن را دانست و خود را با آن معیارها محک زد، ایستادگی و ثبات در اصول لایتغیر نظام؛ پایبندی و پاسداری نسبت به ارزش های انقلابی و خط امام(ره) و جلوگیری از تحریف ها، خاطره سازی و تفسیر به رای؛ پاکدستی و ساده زیستی؛ پرهیز از اسراف و تجمل گرایی؛ تدین و عمل به تکالیف شرعی؛ خدمت خالصانه؛ عدالت خواهی؛ استکبارستیزی؛ مرزبندی شفاف و موضع گیری به هنگام نسبت به دشمنان دین و انقلاب؛ مبارزه واقعی با فقر و فساد و پرهیز از شعار را از شاخص ها و مولفه های انقلابی بودن برشمرد.
خبر: رضا امامی-فردای میانه
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 2:52
صدای میانه؛ به رسم هر ساله حضور کوهنوردان و مردم در آخرین جمعه سال 1394 در گئچیلیک تصاویر از گروه تلگرامی میانادان ...
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 29 اسفند 1394 ساعت: 1:30
همهی مردان «قافلان»
به قلم: احسان توفیقیان
ده سال گذشت؛ مثل آفتاب و برف تموز. آفتابی که گاه، سیمرغ در ادبیات ما رمزی از وجود اوست که همان ذات یزدانی است. باید در قصهها به پیام و رمز قصه دست یابیم. سیمرغ، خامه و مایهی داستانهای شاهنامه است. در روزگار فردوسی اندیشیدن و خرد ورزیدن جرم بود و حکمت جریانی ممنوع. سیمرغ اما زیرک است. فرزانه است. و آگاه است به رازهای نهان و آشیانه، لانه و مقرش، کوه افسانهای قاف؛ به بلندای کوههای کبیرِ قرهداغ و قافلانتی.
هست ما را پادشاهی بیxadxadخلاف
در پس کوهی که هست آن کوه قاف
گفت نتوان شد به دعوی و به لاف
همxadنشین سیمرغ را بر کوهِ قاف
«قافلان» از همین جنس است؛ جنس داستانهای شاهنامه و پورِبهرام. پادشاهیه بیخلاف؛ عاری از لاف و دعوی و ادعا؛ تارش خِرَد و پودش دانایی. مجلهای از جنس فولاد و آب و آتش و ابریشم. مثل قافلانکوه با شکوه و پایدار، و بر قلهاش سیمرغ لانه دارد.
چگونه میتوان به قلهی «قافلان» دست یافت و از آن فراز، دامنهها و دشتها را تا افق تماشا نکرد؟ از «قافلان» میانه زیباتر است.
میانهای زیبا، آزاد و چندصدا باید تا اندیشه و عمل آنانی که زندگی و فرهنگ مردم یک شهر را آباد و یا ویران میسازند روایت کرد.
سخن غریبی است وقتی گفته میشود رسانهی خوب رسانهی بیطرف است. انگار بدیل این گزاره است که آدمِ خوب آدمِ مرده است. بیطرفی در این میانهی پرتقاطع مگر ممکن است؟ مگر میشود نابهسامانیها و گل به خودیهای مدعیان شهر را دید و تب اصلاحات نداشت و لب فرو بست؟ مگر میتوان فهمید و ننوشت که چه کسی خدمت کرد و چه کسی خیانت؟ مگر میتوان خوددکترخواندگیهای دروغ و تابلوهای ناراست را دید و چشم فرو گذاشت؟ مگر میشود آمدن مردی را با امآرآی تماشا کرد و فقط گزارشگری بیادعا و بیطرف بود و عاقبت سعید و سالار و سربلند بیرون آمد؟ «قافلان» قدرت رسانه را در میانه به نمایش گذاشت. «قافلان» نشان داد که میتواند. «قافلان» قادر است.
او ادعایی ندارد. اما ما اذعان میکنیم که «قافلان» پیشرو رسانههای میانه است.
قافلان برای ما مایهی افتخار است. نه تنها در فضای حقیقی و مجازی میانه که نزد بزرگان و پیشکسوتان میانجی سیاست و فرهنگ در پایتخت، وقتی سراغ «قافلان» را از ما میگیرند.
ساعت هفت و سی دقیقهی غروب در خلوتترین لحظات چهارشنبهی آخر سال، زیر دانههای ابریشمین برف و در گرمای وجود کافه سوران شهر، سی تن از بهنامترین و خوشنامترین صاحبان اندیشه، فکر و قلمِ «حلقهی قافلان»، آنچنان هم پیمان و خوش، باوقار و رنگین، شاداب و پرطراوت و حمید و ستودنی در هر بندبندِ مثنوی هزار بندِ «قافلان» در جای خود نشسته بودند که اگر نبودند، سیمایش پرچین میشد و حکایت ناقص میماند.
عکس و شیوهی نگاهها خود گویاست و طنینِ موسیقی باشکوه مثنوی «قافلانیها» را در ذهن هر بینندهای که چشمانش را شسته باشد میچرخاند: «قافلان» تنها نیست، «قافلان» صدای یک نسل است، «قافلان» همچنان میتازد و «ما همه قافلانیم».
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 28 اسفند 1394 ساعت: 22:59

به گزارش صدای میانه؛ عملكرد اداره ورزش و جوانان شهرستان ميانه در سال 1394 به شرح زیر می باشد:
1. دعوت شده گان به اردوي تيم ملي 24 نفر
2. مدال آوران آسيايي 5 نفر
3. مدال آوران بين المللي 15 نفر
4. مدال آوران جهاني 10 نفر
5. اعزام به مسابقات كشوري 40 نفر
6. مدال هاي كشوري انفرادي81 مدال
7. كسب مدال كشوري تيمي 4 مدال
8. مدال هاي انفرادي 58 طلا- 35 نقره و 43برنز
9. مدال تيمي 6طلا ،6 مورد نقره 5 و برنز2 مورد
10. اعزام به مسابقات دوستانه 12 مورد
11. ميزباني اردوهاي تيم ملي 3 مورد
12. ميزباني اردوهاي تيم استان 4 مورد
13. جمعيت ورزشي در حدود 7000هزار نفر
14. برگزاري جشنواره ها 24 مورد
15. ميزباني قهرماني كشوري 2 مورد
16. ميزباني شمال غرب 4 مورد
17. برنامه هاي فرهنگي 126 مورد
18. ميزباني مسابقات استاني 18 مورد
19. برگزاري همايش پياده روي 9 مورد
20. برگزاري مسابقات دوتانه 71 مورد
21. برگزاري همايش 37 مورد
22. دوره هاي مربيگري 9 مرود
23. دوره هاي دانش افزايي 3 مورد
24. جلسات شوراي ورزش قهراماني و همگاني 3 مورد
25. تعداد هيات هاي ورزشي 71 هيات كه 45 آقايان و 26 بانوان
26. تعداد هيات هاي ورزشي بخش ها 22 هيات
27. تعداد باشگاهها 48 باشگاه، 34 آقايان و 6بانوان و 8 مورد مشترك
28. اماكن خصوصي 27 مورد
29. مربيان فعال درجه 2 و 3 154 نفر
30. داوران فعال درجه 2 و 3 96 نفر
31. موربيان و داروان درجه 1 و بين المللي 14 نفر
32. برگزاري جلسات ستاد ساماندهي جوانان 9 مورد
33. برگزاري همايش جوانان 31 مورد
34. سرانه ورزشي قبل از اتمام پروژه ها 65 درصد، بعد از اتمام 68 درصد
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 28 اسفند 1394 ساعت: 22:59

به گزارش صدای میانه؛ براساس "قانون تغییر ساعت رسمی کشور " مصوب 1386 مجلس شورای اسلامی، ساعت رسمی کشور در ساعت 24 اول فروردین ماه هر سال یک ساعت به جلو کشیده می شود و در ساعت 24 روز سیام شهریور به وضعیت سابق برگردانده میشود.
کشور ایران در عرضهای جغرافیایی میانی واقع شده و تغییرات طول شبانهروز در طول سال قابل توجه است. به همین دلیل و برای استفاده بیشتر از روشنایی روز، در فصلهای بهار و تابستان ساعت رسمی را 1 ساعت به جلو میکشند.
طبق قانون، هر سال در نیمهشب اول فروردین ساعت رسمی کشور یک ساعت به جلو کشیده میشود و در نیمهشب آخر تابستان دوباره به وضعیت قبل برمیگردد.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 28 اسفند 1394 ساعت: 22:59
...
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 28 اسفند 1394 ساعت: 19:17
همهی مردان «قافلان»
به قلم: احسان توفیقیان
ده سال گذشت؛ مثل آفتاب و برف تموز. آفتابی که گاه، سیمرغ در ادبیات ما رمزی از وجود اوست که همان ذات یزدانی است. باید در قصهها به پیام و رمز قصه دست یابیم. سیمرغ، خامه و مایهی داستانهای شاهنامه است. در روزگار فردوسی اندیشیدن و خرد ورزیدن جرم بود و حکمت جریانی ممنوع. سیمرغ اما زیرک است. فرزانه است. و آگاه است به رازهای نهان و آشیانه، لانه و مقرش، کوه افسانهای قاف؛ به بلندای کوههای کبیرِ قرهداغ و قافلانتی.
هست ما را پادشاهی بیxadxadخلاف
در پس کوهی که هست آن کوه قاف
گفت نتوان شد به دعوی و به لاف
همxadنشین سیمرغ را بر کوهِ قاف
«قافلان» از همین جنس است؛ جنس داستانهای شاهنامه و پورِبهرام. پادشاهیه بیخلاف؛ عاری از لاف و دعوی و ادعا؛ تارش خِرَد و پودش دانایی. مجلهای از جنس فولاد و آب و آتش و ابریشم. مثل قافلانکوه با شکوه و پایدار، و بر قلهاش سیمرغ لانه دارد.
چگونه میتوان به قلهی «قافلان» دست یافت و از آن فراز، دامنهها و دشتها را تا افق تماشا نکرد؟ از «قافلان» میانه زیباتر است.
میانهای زیبا، آزاد و چندصدا باید تا اندیشه و عمل آنانی که زندگی و فرهنگ مردم یک شهر را آباد و یا ویران میسازند روایت کرد.
سخن غریبی است وقتی گفته میشود رسانهی خوب رسانهی بیطرف است. انگار بدیل این گزاره است که آدمِ خوب آدمِ مرده است. بیطرفی در این میانهی پرتقاطع مگر ممکن است؟ مگر میشود نابهسامانیها و گل به خودیهای مدعیان شهر را دید و تب اصلاحات نداشت و لب فرو بست؟ مگر میتوان فهمید و ننوشت که چه کسی خدمت کرد و چه کسی خیانت؟ مگر میتوان خوددکترخواندگیهای دروغ و تابلوهای ناراست را دید و چشم فرو گذاشت؟ مگر میشود آمدن مردی را با امآرآی تماشا کرد و فقط گزارشگری بیادعا و بیطرف بود و عاقبت سعید و سالار و سربلند بیرون آمد؟ «قافلان» قدرت رسانه را در میانه به نمایش گذاشت. «قافلان» نشان داد که میتواند. «قافلان» قادر است.
او ادعایی ندارد. اما ما اذعان میکنیم که «قافلان» پیشرو رسانههای میانه است.
قافلان برای ما مایهی افتخار است. نه تنها در فضای حقیقی و مجازی میانه که نزد بزرگان و پیشکسوتان میانجی سیاست و فرهنگ در پایتخت، وقتی سراغ «قافلان» را از ما میگیرند.
ساعت هفت و سی دقیقهی غروب در خلوتترین لحظات چهارشنبهی آخر سال، زیر دانههای ابریشمین برف و در گرمای وجود کافه سوران شهر، سی تن از بهنامترین و خوشنامترین صاحبان اندیشه، فکر و قلمِ «حلقهی قافلان»، آنچنان هم پیمان و خوش، باوقار و رنگین، شاداب و پرطراوت و حمید و ستودنی در هر بندبندِ مثنوی هزار بندِ «قافلان» در جای خود نشسته بودند که اگر نبودند، سیمایش پرچین میشد و حکایت ناقص میماند.
عکس و شیوهی نگاهها خود گویاست و طنینِ موسیقی باشکوه مثنوی «قافلانیها» را در ذهن هر بینندهای که چشمانش را شسته باشد میچرخاند: «قافلان» تنها نیست، «قافلان» صدای یک نسل است، «قافلان» همچنان میتازد و «ما همه قافلانیم».
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 28 اسفند 1394 ساعت: 19:17

به گزارش صدای میانه؛ عملكرد اداره ورزش و جوانان شهرستان ميانه در سال 1394 به شرح زیر می باشد:
1. دعوت شده گان به اردوي تيم ملي 24 نفر
2. مدال آوران آسيايي 5 نفر
3. مدال آوران بين المللي 15 نفر
4. مدال آوران جهاني 10 نفر
5. اعزام به مسابقات كشوري 40 نفر
6. مدال هاي كشوري انفرادي81 مدال
7. كسب مدال كشوري تيمي 4 مدال
8. مدال هاي انفرادي 58 طلا- 35 نقره و 43برنز
9. مدال تيمي 6طلا ،6 مورد نقره 5 و برنز2 مورد
10. اعزام به مسابقات دوستانه 12 مورد
11. ميزباني اردوهاي تيم ملي 3 مورد
12. ميزباني اردوهاي تيم استان 4 مورد
13. جمعيت ورزشي در حدود 7000هزار نفر
14. برگزاري جشنواره ها 24 مورد
15. ميزباني قهرماني كشوري 2 مورد
16. ميزباني شمال غرب 4 مورد
17. برنامه هاي فرهنگي 126 مورد
18. ميزباني مسابقات استاني 18 مورد
19. برگزاري همايش پياده روي 9 مورد
20. برگزاري مسابقات دوتانه 71 مورد
21. برگزاري همايش 37 مورد
22. دوره هاي مربيگري 9 مرود
23. دوره هاي دانش افزايي 3 مورد
24. جلسات شوراي ورزش قهراماني و همگاني 3 مورد
25. تعداد هيات هاي ورزشي 71 هيات كه 45 آقايان و 26 بانوان
26. تعداد هيات هاي ورزشي بخش ها 22 هيات
27. تعداد باشگاهها 48 باشگاه، 34 آقايان و 6بانوان و 8 مورد مشترك
28. اماكن خصوصي 27 مورد
29. مربيان فعال درجه 2 و 3 154 نفر
30. داوران فعال درجه 2 و 3 96 نفر
31. موربيان و داروان درجه 1 و بين المللي 14 نفر
32. برگزاري جلسات ستاد ساماندهي جوانان 9 مورد
33. برگزاري همايش جوانان 31 مورد
34. سرانه ورزشي قبل از اتمام پروژه ها 65 درصد، بعد از اتمام 68 درصد
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 28 اسفند 1394 ساعت: 19:17

به گزارش صدای میانه به نقل از باشگاه خبرنگاران؛ به گزارش "روسیا الیوم"؛ یگان های امنیتی تونس در استان شمالی "باجه"، رو چهار شنبه زنی داعشی را بازداشت کردند که حکم بازداشت او چندی پیش صادر شده بود.
نیروهای امنیتی تونس در اثنا تحقیقات خود متوجه شدند این زن، به طور همزمان با دو عنصر تروریستی ازدواج کرده است.
یک منبع امنیتی گزارش داد این زن، سی سال دارد و در برخی عملیات های تروریستی مشارکت داشته است.
این منبع افزود: این زن به صورت همزمان با دو تروریست ازدواج کرده است که یکی از این تروریست ها، به گروه های مسلح تروریستی در سوریه پیوسته است.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 28 اسفند 1394 ساعت: 16:01
سید رحیم میریان گفت: دکترها وقتی آمدند بالای سر حاج احمد آقا و وضعیتش را بررسی کردند، گفتند،«دیگر بعید است که برگردد، چون ابتدا سکته قلبی کرده و بعد سکته مغزی و خون به مغز نرسیده است».
به گزارش صدای میانه به نقل از فارس، مشی رفتاری یادگار امام از زیباترین و شیرینترین جنبههای شخصیتی اوست که بخشی از دلنشینترین خاطرات یاران و دوستان وی را تشکیل میدهد.
سید رحیم میریان از نیمه دوم سال 60 با حضور در دفتر امام(ره)،شاهد و ناظر سلوک مودت آمیز و خاضعانه او با همه اقشار بوده و از آن انسان رئوف و مردمدار ،خاطرات شیرینی را به یاد دارد. وی با صمیمیتی شایسته یاور «یادگار امام» در این گفت و گو شرکت کرد و از همراهی و همگامی خویش تا پایان حیات آن یگانه زمان سخن گفت، سخنی سرشار از شادمانی برای جلوه های زیبای معنوی در او و نیز حسرتی غمبار از فقدان وی که حضورش یادآور امام(ره) بود و تسلا دهنده دلهای مغموم.
*نخستین آشنائی شما با مرحوم حاج احمد آقا چگونه پیش آمد؟
سال 60 بود که من در اصفهان دوره عقیدتی را می گذراندم. قبلا در سال 58 در سنندج و کردستان بودم و بعد استخدام رسمی سپاه شدم. در روزی که آقای رجائی و باهنر شهید شدند،به پادگانی که برای دوره عقیدتی در آنجا بودم تلفن زدند و گفتند که آیت الله طاهری ،امام جمعه اصفهان،با تو کار دارند.
*شما را می شناختند؟
بله،از قبل آشنائی داشتند.ایشان فرمودند، «فورا بیا دفتر من،کارت دارم.»گفتم،«در دوره عقیدتی هستم و نمی شود آن را رها کنم و بیایم .»فرمودند،«سپاه هماهنگ کرده و تو باید بیائی.»آقای کاظمی که مسئول سپاه اصفهان بود ،زنگ زد که فورا مرا بفرستند بروم.رفتم به دفتر ایشان و گفت،«حاضری بروی تهران؟»پرسیدم،«کجای تهران؟»گفت،«جماران»وقتی قبول کردم،گفت،«با چهارتا از پاسدارهای خودم ،این نامه را می گیری می روی تهران، جماران و این نامه را مستقیم می دهی به حاج احمد آقا.» من شبانه حرکت کردم و صبح رسیدم تهران و رفتم دفتر. احمد آقا آمدند دفتر. نامه را دادم. ایشان نامه را خواندند و گفتند،«فعلا همین جا در دفتر بمانید.»
*تا آن روز ایشان را از نزدیک ندیده بودید؟
خیر. ما دو سه روزی در دفتر ماندیم. بعد چهار نیرو از قم و چهار نیرو از مشهد و چهار نیرو هم از تبریز آمدند و در مجموع شدیم هفده نفر.
*هسته اولیه حفاظت بود؟
خیر، به عنوان یک نیروی مخفی بود که قرار بود حفاظت و کنترل اطراف بیت امام را به عهده بگیرد. مدتی به این شکل گذشت. اگر یادتان باشد در آن زمان منافقین خیلی نفوذ کرده بودند و دائما ترور می کردند. اول حزب بود و بعد دفتر ریاست جمهوری و همین طور پشت سر هم پیش می آمد و هر آن ممکن بود در جماران هم مشکلی ایجاد کنند و به این دلیل به ما گفتند که بیشتر کنترل کنیم،هر چند که حافظ امام از روز اول چه در نجف،چه در پاریس، چه قبلش خدا بود.اینجا هم حافظ خدا بود، ولی از لحاظ ظاهری این برنامهریزیها را کرده بودند. آیت الله طاهری به من گفتند که حاج احمد آقا خواسته که من این چند نفر را معرفی کنم که این کار را کردند. وقتی آمدیم ،شدیم هفده نفر و کنترل راههای منتهی به جماران، رفت و آمدها و در مجموع،کل منطقه را به عهده گرفتیم تا به تدریج امنیت برقرار شد و خطرات تا حدودی رفع شدند و قرار شد این نیروها محافظ حاج احمد آقا بشوند و من در دفتر بمانم که کارهای دفتر و خانه امام و خانه حج احمد آقا را انجام بدهم و به این شکل بود که آشنائی ما شروع شد.
*بارزترین ویژگیهای شخصیتی حاج احمد آقا از نظر شما کدامند و چه خاطراتی از ویژگیهای خلقی ایشان دارید؟
حاج احمد آقا بعد از امام ،یک الگو و یک دلسوز بود.او غیر از جنبه اولادی واین حرفها،محافظ امام بود.همه کارها را کنترل و بررسی می کرد.خیلی دقیق بود و حواسش خیلی جمع بود.بیشتر دلسوزیش باعث می شد دست به بعضی کارها بزند و مثلا همین نیروها را جمع کند.دلسوزیش خیلی بارز بود،لذا تا لحظه آخر عمر امام،یک لحظه از ایشان جدا نشد.یادم هست روز آخری که امام در بیمارستان بودند و آن وضع امام بود،مرحوم حاج احمد آقا به من گفت ،«بیا با هم برویم.»با هم رفتیم داخل اتاق امام.احمد آقا اولین کاری که کرد این بود که جلیقه امام را برداشت و پوشید.
*چرا؟
چون مهر حضرت امام داخل آن بود و می خواست محفوظ بماند.موقع برگشتن،وسط راه گفت،«نمی دانم چه کنم.امام دارد مثل شمع آب می شود.اصلا نمی دانم جه کار کنم.دارم دست و پایم را گم می کنم.»این دلسوزیش تا آخرین لحظه بود و بعد از رحلت امام هم یکی از شاهکارهائی که زد،این بود که آمد اعلام کرد که دیگر هیچ کس وجوهات به دفتر نفرستد،چون دیگر امام نیست.به من هم گفت که بروم دو سه تا کیسه گونی پیدا کنم و با هم به اتاق امام رفتیم وپولهائی را که مربوط به وجوهات بودند،جدا گذاشتیم،پولهائی را که مربوط به رد مظالم بودند، جدا گذاشتیم و جداگانه در گونیها ریختیم.پولهای متفرقه را هم جدا کردیم و ایشان گفت،«اینها را بر می داری و می روی قم،تحویل آقای فاضل لنکرانی می دهی.»من پولها راپشت ماشین گذاشتم و بردم قم،مدرسه فیضیه و تحویل دادم.
در حالی بود که هیچ کس هم از جا ومیزان این پولها خبر نداشت.
ابدا هیچ کس جز خود حاج احمد آقا و امام خبر نداشتند.من کمتر این جور برخوردها را از افراد دیده ام.به نظر من قطع دریافت وجوهات برای دفتر و رد کردن این پولها، آن هم درست بلافاصله بعد از فوت حضرت امام، واقعا شاهکار است و اوج ایمان و پاکی احمد آقا را نشان می دهد.
*برخورد ایشان با افراد دفتر، محافظان و اطرافیان چگونه بود؟ میگویند که بسیار خاکی و متواضع بودند.
واقعا همین طور است. بارها میشد که به صورت پاسداری که همراه شخصیتی میرود، به سفر میرفت. گاهی حتی یک بقچه هم بالای سرش میگذاشت که کسی او را نشناسد. چفیهای میبست و بقچه را میگذاشت روی سرش، بعد دنبال بعضی از آقایان که همراهش میرفتند، راه میرفت، به خاطر اینکه او را نشناسند و بهتر بتواند میان مردم برود، درد دلشان را بشنود و به گرفتاریهای آنها رسیدگی کند. در مسافرتها همیشه سعی میکرد به فقیرنشین ترین مناطق برود. یادم هست یک بار یک بنده خدائی از قمصر کاشان آمده بود دفتر و اصرار داشت که ما به خانهاش برویم. از او پرسیدم،«ما به چه مناسبتی باید به خانه شما بیائیم؟» گفت، «حاج احمد آقا یک بار به خانه من آمده و دلم می خواهد شما هم بیائید.» گفتم، «باشد.می آئیم.» یک روز با حاج عیسی راه افتادیم و رفتیم قمصر کاشان و از یک گلابگیر، سراغ او را گرفتیم.گفت، «این کسی که نشانیش را میخواهید، آدم بدبختی است. چطور شما می خواهید بروید خانه او؟» گفتم،«ما را دعوت کرده و مهمان او هستیم.» گفت،«آن بنده خدا آه ندارد که با ناله سودا کند. چطور مهمان دعوت کرده؟»به هر حال نشانی را داد و رفتیم و خانه را پیدا کردیم. پهنای کوچهای که خانه آن بنده خدا در آن بود، واقعا بیشتر از نیم متر هفتاد سانت نبود و نمی شد داخل رفت.کوچه پسکوچههای عجیب و غریبی بود. به در خانه که رسیدیم، دیدیم یک در چوبی زهوار در رفته است. خانه حسابی مخروبه بود. تقریبا یک شبانه روز با حاج عیسی آنجا ماندیم. او عکسهایش را آورد و نشانمان داد. در عکسها حاج احمد آقا در ایوان خانه او نشسته و عکس گرفته بود.
*این جور آدمها را از چه طریقی پیدا می کردند؟
نمیدانم! مثلا رفته بود بیدخون عسلویه، خانه یکی از این سیاهپوستها، بچهاش را آورده بود اینجا و از او نگهداری می کرد که کمک به آنها کرده باشد. این بچه مدتها اینجا ماند و حاج احمد آقا مثل بچه خودش از او مراقبت می کرد،پرستاریش را میکرد، به او می رسید.بعد هم او را فرستاد قم که درس طلبگی بخواند. چند سالی هم خواند، ولی رها کرد و رفت. مقصودم این است که میرفت محلات مستضعف نشین هر منطقه و با خانوادههای فقیر آن منطقه رابطه داشت. با مرفهین رابطه نداشت یا خیلی کم داشت. یک بار رفته بود شمال و به آقای احسان بخش گفته بود،«می خواهم بروم کنار دریا، منتهی نمی خواهم کسی بفهمد.»یک قالیچه و فلاسک چائی را برداشته و رفته بودند نزدیک دریا، نزدیک خانه آدم مستضعفی که خیلی هم بچه داشت.آنجا قالیچه را پهن می کنند و مینشینند و از فلاسک برای خودشان چائی میریزند که بخورند که صاحب آن خانه آنها را میبیند و با اصرار آنها را به خانهاش میبرد.
*آنها را شناخته بود؟
اولش نه، چون حاج احمد آقا چفیه میبست و کسی او را نمی شناخت. وقتی وارد خانه میشوند،بعد از چند دقیقه، صاحبخانه متوجه می شود و او را میشناسد و میرود بچههایش را بیدار میکند که،
«بیائید،پسر امام آمده است.» فردای آن روز، آقای احسان بخش در نماز جمعه اعلام میکند که، «میدانید چه کسی به اینجا آمده؟» حاج احمد آقا به او میگوید،«مگر قرار نبود نگوئی؟» میگوید،«دلم نیامد.»
*رابطهشان با اعضای دفتر چگونه بود؟
با آنها هم همینطور.با اعضای دفتر واقعا رفیق بود.مثل برادر بود.
من بعد از رحلت امام میخواستم برگردم شهرم. دل و دماغ ماندن نداشتم و میدیدم که دیگر وجودم هم لازم نیست. رفتم پیش حاج احمد آقا و گفتم،«اگر اجازه بدهید من از اینجا بروم.»گفت،«برای چه بروی؟» گفتم،«امام که دیگر نیستند. اینجا هم که کاری نیست.»گفت،«من برادر ندارم. تو نمیخواهی برادر من باشی؟ تو به عنوان برادر من هستی.»ما هم دیگر زبانمان کوتاه شد و ماندیم و هنوز که هنوز است که هستیم.
*در سفرهائی که می رفتند،شما هم می رفتید؟
خیر.بیشتر بقیه بچهها میرفتند، چون مسئولیت اداره اینجا با من بود.من فقط در سال 60 که جو ترور حاکم بود،خودم همراهشان می رفتم.
*داخل شهر هم زیاد می رفتند؟
بله،مخفیانه میرفت و برای امام خبر جمع میکرد.سعی میکرد ببیند واقعا زندگی بر مردم چگونه می گذرد. از آنها میپرسید که چه کاره اند، اهل کجا هستند، امورشان چطور میگذرد و به این ترتیب سعی میکرد از حال مردم و جامعه باخبر باشد.گاهی مخفیانه میرفت به جبهه ها سر میزد و هیچ کس هم نمیفهمید که او رفته. یکی از راههائی که امام از واقعیتهای جامعه با خبر میشدند،حاج احمد آقا بود.
*از وابستگی عاطفی حاج احمد آقا و امام خاطراتی را نقل کنید.
امام وابستگیشان به خدا بود. حاج احمدآقا مطیع امام، شاگرد امام و محافظ امام بود و واقعا برای امام و دفتر امام، ستونی بود. هر کسی که به دفتر میآمد، ابتدا با حاج احمد آقا صحبت میکرد. اگر مسئله طوری بود که خود حاجاحمد آقا بتواند حل کند، دیگر به امام ارجاع
نمیداد و برایشان ایجاد مزاحمت نمیکرد، ولی اگر لازم بود که امام تصمیم بگیرند و دستور بدهند،بلافاصله وقت را تنظیم میکرد و به امام ارجاع میداد. ما بعد از حاج احمد آقا، هیچ کس را نداشتیم که این قدر با امام رابطه نزدیک داشته باشد. اغلب کارها توسط خود حاج احمد آقا انجام میشدند.
*بعضیها این تهمت را به حاج احمد آقا میزنند که او امام را کانالیزه کرده بود و نمیگذاشت بعضی از حرفها و خبرها به امام برسد. در این باره چه خاطره ای دارید؟
یادم هست در سال 60،آقای مهندس بازرگان آمد اینجا و بچه ها یک مقدار بدرفتاری کردند.
خبر رسید به امام.ایشان پیغام دادند،«یا جمع کنید بروید یا هر کسی آمد اینجا، مهمان من است و حرمتش واجب و هیچ فرقی ندارد که انقلابی هست یا نیست. شما فقط باید وظیفه تان را انجام بدهید و حق ندارید کوچک ترین توهینی به احدی بکنید.» از همان روز، بچهها این نکته را رعایت کردند و برایشان فرقی نمیکرد که چه کسی بیاید و چه کسی برود. امام حالت آفتاب را داشتند. آفتاب بر سر همه می تابد. امام هم دست محبت و لطفشان بر سر همه بود. یکی از دلایلی که امام از همه چیز و همه جا باخبر بودند، این بود که با همه افراد رابطه داشتند. با همه تعامل داشتند.اخبار را ،هم از دوست میگرفتند هم از دشمن. هم از رادیوهای خودی میگرفتند، هم از رادیوهای بیگانه. هم از ضد انقلاب میگرفتند، هم از انقلابی. غیر از این بود، نمیتوانستند آن تصمیمات قاطع را بگیرند.
*از تلاشهای حاج احمد آقا برای حفظ جان امام،چه از لحاظ امنیتی و چه از لحاظ رعایت مسائل پزشکی چه خاطراتی دارید؟
ایشان دلسوز امام بود و هر وقت احساس میکرد ملاقاتها برای امام ضرر دارند، آنها را قطع میکرد.میگفت،«حفظ جان امام، واجب است.» بعضی وقتها حتی خواهرشان میخواستند بیایند بالا، می گفت که نیایند،مبادا خبری به امام بدهند که به حال امام نسازد.
البته این موارد، استثنا بودند. مال وقتی است که امام مریض بودند و دکترها گفته بودند دادن اخبار ناراحت کننده به امام، خطر دارد، لذا حاج احمد آقا سعی میکرد هیچ کس با امام رابطه نداشته باشد که خبری به ایشان بدهد. ملاقاتها را به کلی قطع میکرد. حتی آقای صانعی که رئیس دفتر بود،خودش میآمد، ولی میگفت کسی را حق نداری بیاوری.هر وقت حال امام خوب بود، همه میآمدند،اما حاج احمد آقا به محض اینکه احساس خطر میکرد، نمیگذاشت کسی بیاید.
*ظاهرا ایشان شبها در میان ردههای حفاظتی جماران می گشتهاند که ببینند وضعیت چگونه است.
بله همین طور است.حاج احمد آقا اکثر شبها در اطراف جماران تاب می خورد. گاهی روزها یکی دو ساعت بیشتر میخوابید که بتواند شبها بیدار بماند. حتی میرفت روی کوه، روی کولک چال،چون آنجا ممنوع بود و کسی نمی توانست برود. میرفت تا سرکشی کند و ببیند چه خبر است. مرتب در داخل خود پایگاهها میرفت، چه آشکار، چه پنهان،چه شب، چه روز. وضعیت را تحت کنترل داشت،یعنی کنترل منطقه جماران کاملا در دست حاج احمد آقا بود. ممکن نبود کوچک ترین اتفاقی بیفتد و او باخبر نشود.
*بعد از رحلت امام(ره) که وقتشان کمی آزادتر بود، برنامه شان چه بود و کلا روزگار چگونه بر ایشان میگذشت؟
حاج احمد آقا بعد از فوت امام، واقعا زجر میکشید. دیگر دل و دماغ سفر رفتن نداشت. بیشتر وقتش را صرف درس و بحث و مطالعه می کرد، چون در زمان امام واقعا نمیرسید مطالعه کند. گاهی هم منبر مختصری میرفت.برای بچههای سپاه و مردم در حسینیه جماران کلاس تفسیر گذاشته بود.بعد از فوت امام واقعا دل و دماغ نداشت و مدتی هم به کوشک رفت.
*اتفاقا این نکته ای است که کمتر کسی در باره آن حرف زده است و می خواهیم که شما توضیح بیشتری بدهید.آیا شما به کوشک رفتید؟
من دو بار رفتم. میدانید که عرفا گاهی گوشه نشینی دارند. او هم رفت به کوشک که مدتی تنها باشد.و زنش هم زیاد شده بود و تصمیم گرفت خیلی کم غذا بخورد. میخواست کمتر با مردم رابطه داشته باشد. میخواست با خدای خودش خلوت کند و به همین خاطر هم زود به خدایش پیوست.در طول مدتی که آنجا بود ،وزنش تقریبا بیست کیلو کم شده بود که دکترها گفتند این کاهش وزن سریع، خطرناک است.بعد هم که آمد و جریان سکته اول پیش آمد.
*ماجرا از چه قرار بود؟
یک روز صبح حاج احمد آقا آیفون زد که، « خودت را به من برسان.»یک ماه قبل از فوتش بود.من فورا رفتم و دیدم نشسته کنار دیوار و رنگش مثل گچ ،سفید شده و سرش را با حالت عجیبی روی دیوار گذاشته. فورا زنگ زدم به دکترها. او را در همان خانه بستری کردند.تقریبا چهار پنج ساعتی زیر سرم بود تا به هوش آمد.بعد از آن هر جا می نشست،میگفت،«باید رفته باشم.این میریان نگذاشت.» من می گفتم،«آقا!به من چه؟عمر دست خداست.»روزی که فوت کرد، شبش خانه برادر زنش بود.بعد آمده بود و قرصهایش را خورده و خوابیده بود. ظاهرا نزدیک اذان صبح سکته کرده و از تخت،پائین افتاده بود.من صبح زود آمدم و ماشین را برای انجام کاری برداشتم و بردم.آن موقع خبری نبود.ساعت هشت که بر گشتم،به من گفتند که حاج احمد آقا را برده اند بیمارستان.پرسیدم،«چرا؟»گفتند،«حالش به هم خورده»من چون آن خاطره را داشتم،گفتم،«چیزی نیست.شاید مثل همان روز شده.»بعد که رفتم بیمارستان بالای سرش،دیدم این دفعه مثل آن بار نیست.زمین تا آسمان فرق کرده.شاید قسمت این بود.
*آیا تا لحظات آخر بالای سرشان بودید؟
بله بودم.آقای هاشمی رفسنجانی آمدند بالای سرشان.فورا زنگ زدند به آلمان که دکتر مغز و اعصاب بیاید و آنها همان بعد از ظهر آمدند.یکی از دکترها ایرانی و مقیم آنجا بود.یکی هم آلمانی بود.وقتی آمدند بالای سر او و وضعیتش را بررسی کردند،گفتند،«دیگر بعید است که برگردد،چون ابتدا سکته قلبی کرده و بعد سکته مغزی و خون به مغز نرسیده»،ولی آن دکتری که از آلمان آمده بود ،می گفت،«او را نگه دارید،چون من در میان بیمارانم کسی را داشته ام که بعد از شش هفت روز به طور اتفاقی برگشته»پزشکان سعی کردند حاج احمد آقا را نگه دارند،ولی چون کلیه ها از کار افتاده بودند،آب توی پوست می رفت.من یک روز به دکتر عارفی گفتم،«اگر واقعا می دانید فایده ندارد،حاج احمد آقا را اذیت نکنید.»چون یادم بود لحظات آخری که پزشکان روی امام کار می کردند،حاج احمد آقا از دکتر عارفی پرسید،«آیا کارهائی که برای امام می کنید،فایده دارند؟»و دکتر عارفی جواب داد،«خیر»حاج احمد آقا گفت،«پس امام را اذیت نکنید.»من همین جمله را بالای سر احمد آقا به دکتر عارفی گفتم.دکتر عارفی گفت،«فرق حاج احمد آقا با امام این است که ایشان سکته کرده،ولی امام سرطان داشتند و این بیماری باعث فوتشان شد.ما باید احمد آقا را هر جور شده نگه داریم،مگر اینکه خود قلب از کار بیفتد.»روز پنجشنبه ای بود که قلب او از کار افتاد.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 28 اسفند 1394 ساعت: 16:01

یکی از سرداران سپاه مینویسد: آزادی مهران عملیاتی بود که اتفاقاً سعید، پسر من، مصطفی، پسر آقای ناطق، یاسر و مهدی، پسران آقای هاشمی و آقا مجتبی، پسر آقا، باهم بودند و یک هفته بود که گمشده بودند و از آنها خبر نداشتیم؛ آنها در خطی بین عراق و ایران محصور بودند.
به گزارش صدای میانه به نقل از مشرق، محسن رفیقدوست در خاطراتش درباره ناپدید شدن فرزندان مسؤولین در جنگ مینویسد: آزادی مهران عملیاتی بود که اتفاقاً سعید، پسر من، مصطفی، پسر آقای ناطق، یاسر و مهدی، پسران آقای هاشمی و آقا مجتبی، پسر آقا، باهم بودند و یک هفته بود که گمشده بودند و از آنها خبر نداشتیم. بعد اطلاع دادند که درجایی بین ایران و عراق گیرکردهاند. من خدمت آقا رفتم. ایشان فرمودند: دعا کنیم اگر برایشان اتفاق افتاده شهید بشوند. انشاء الله اسیر نشوند.
آنها در خطی بین عراق و ایران محصور بودند. نیروهای ما جلو رفتند و بچهها از آن مشکل بیرون آمدند. این همان حملهای بود که منجر به آزادی مهران شد.[۱]
هاشمی رفسنجانی نیز در قسمتی از خاطرات خود درباره ناپدید شدن مصطفی خامنهای فرزند دیگر رهبر انقلاب، مینویسد:
سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۶۳
«اول وقت خبر دادند که یک موشک دیگر به مناطق نظامی و حساس و استراتژیک بغداد زدهشده. احمد آقا (سید احمد خمینی، فرزند امام) تلفنی گفت خبرگزاریهای خارجی گفتهاند که موشک امروز به مرکز صنعتی و نفتی الدوره در بغداد اصابت کرده است؛ گفت که مصطفی فرزند آقای [آیتالله[خامنهای که در جبهه بوده اطلاعی از ایشان در دست نیست... بالاخره معلوم شد که مصطفی سالم است و به تهران برگشت.»[۲]
[۱] - برای تاریخ میگویم (خاطرات محسن رفیقدوست)، به کوشش سعید علامیان، تهران، سوره مهر، ۱۳۹۳، چاپ سوم، دوجلد
[۲] - خاطرات هاشمی رفسنجانی، به سوی سرنوشت، سال ۱۳۶۳، صفحه
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 28 اسفند 1394 ساعت: 16:01
به گزارش صدای میانه، با بررسی اخبار حوادث و تصادفات بخش های مختلف خبری صدای میانه، تعداد 28 تصادف و حادثه شهری و جاده ای در محورهای مختلف شهرستان میانه در طی سال 94 رخ داده است که حاصل آن 34 کشته و 66 زخمی می باشد.
طی سال 94 اتوبان زنجان-تبریز در چندین نوبت به علل مختلف مسدود و همین امر باعث سرازیر شدن وسایل نقلیه به جاده قدیم میانه-تبریز شد.
اگر آمار پارسال صدای میانه را مبنا قرار دهیم، زخمی های تصادفات جاده ای محورهای میانه افزایش یافته است بطوریکه در سال 93، 34 کشته و 45 زخمی داشتیم.
متاسفانه نبود راه های استاندارد سالانه باعث داغدار شدن تعداد قابل توجهی از خانواده ها می شود که در بین آنها از همه اقشار اعم از وکیل، دانشجو، مادر، مامور پلیس و ... دیده می شود.
بر اساس آماری که مدیرکل پزشکی قانونی آذربایجانشرقی اعلام کرد، شهر میانه رتبه سوم استانی را در تلفات درون شهری تصادفات در سال 94 بدست آورد.(متن خبر)
در اوایل سال 94، از 11 فروردین تا روز 15 فروردین، تردد کامیون و تریلی در محورهای سرچم-میانه-بستان آباد و سرچم-اردبیل ممنوع شد.(متن خبر)
در بازدیدی که حیدری آزاد(فرماندار سابق)(متن خبر) و شکری (فرماندار فعلی)(متن خبر) امسال از جاده ها داشتند از کاهش تصادفات گفتند و راهکارهایی را ارئه کردند.
|
محور |
ک.م |
نوع تصادف |
علت حادثه |
کشته |
زخمی |
ماه |
منبع |
|
میانه-قره چمن |
تونل 1 |
دو تریلی و 3 پژو |
برخورد |
- |
4 |
مرداد |
|
|
سرچم - اردبیل |
برخورد نفر با خودرو |
عدم دقت |
- |
1 |
فروردین |
||
|
میانه - تبریز |
1 |
پژو با پراید |
انحراف به چپ پراید |
- |
7 |
فروردین |
|
|
سرچم، اردبیل |
28 |
اتوبوس با پژو |
3 |
- |
تیر |
||
|
میانه- تبریز |
35 |
روا و 405 |
بی مبالاتی راننده پژو روآ |
1 |
1 |
مرداد |
|
|
میانه-میاندوآب |
12 |
کامیون و پیکان وانت |
تجاوز به چپ کامیون |
1 |
- |
شهریور |
|
|
میانه- زنجان |
40 |
پراید و وانت نیسان |
انحراف به چپ پراید |
2 |
2 |
مهر |
|
|
میانه- زنجان |
5 |
موتور، 405 و وانت |
عدم رعایت حق تقدم توسط راننده موتور |
- |
1 |
مهر |
|
|
میانه-قره چمن |
- |
سمند و پژو |
بی احتیاطی راننده سواری سمند |
3 |
4 |
آبان |
|
|
سرچم- اردبیل |
42 |
تجاوز به چپ پرشیا |
1 |
1 |
آبان |
10 |
|
|
آزادراه تهران-تبریز |
برخورد دانگ فنگ با کشنده ولوو |
انحراف به لاین مخالف دانگ فنگ |
1 |
2 |
آذر |
11 |
|
|
میانه - میاندواب |
14 |
وانت پیکان و سواری پراید |
تجاوز به چپ وانت پیکان |
3 |
3 |
آذر |
|
|
شهری |
- |
پژو با کاميون |
عدم توجه به جلو راننده پژو |
1 |
- |
فروردین |
|
|
میانه-زنجان |
27 |
پژو و نیسان |
؟ |
3 |
2 |
تیر |
|
|
میانه-زنجان |
17 |
- |
- |
5 |
مرداد |
||
|
میانه- زنجان |
25 |
برخورد پراید با گاردریل |
- |
- |
5 |
مرداد |
16 |
|
ترکمانچای ـ کلهر |
روستا |
واژگونی پیکان وانت |
- |
3 |
- |
شهریور |
|
|
سرچم – اردبیل |
واژگونی پراید |
- |
امدادرسانی |
شهریور |
|||
|
میانه-تبریز |
واژگونی پراید |
- |
امدادرسانی |
شهریور |
|||
|
شهری |
شهری |
برخورد پراید با عابر پیاده |
عبور از جاده |
1 |
1 |
آبان |
|
|
قره چمن - میانه |
12 |
سمند با 405 |
؟ |
3 |
6 |
آبان |
|
|
سرچم - اردبیل |
آغکند |
واژگونی اتوبوس |
- |
- |
17 |
بهمن |
|
|
آزادراه تبریز - زنجان |
برخورد پراید با گاردریل |
- |
1 |
1 |
بهمن |
||
|
میانه- ترک |
واژگونی پژو 206 |
- |
2 |
- |
بهمن |
||
|
میانه - ترکمانچای |
نیسان با سمند |
برخورد |
2 |
3 |
اسفند |
||
|
میانه -قره چمن |
50 |
واژگونی کامیونت |
- |
1 |
- |
دی |
|
|
زنجان - میانه |
پراید - پژو |
برخورد |
1 |
- |
دی |
||
|
تبریز- زنجان |
دادلو |
واژگونی تریلر |
- |
1 |
- |
دی |
همانطورکه در مقاله پیشین گفته شد، برای جلوگیری و کاهش آمار فوت و جرح ، راهکارهای بلند مدت و کوتاه مدتی وجود دارد که عبارتند از :
تهیه و تنظیم: طاهر نائبی
********************
مطلب مرتبط:
میانه ؛ شاهراه ارتباطی یا قتلگاه جاده ای / مروری بر مهمترین تصادفات سال 93
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 28 اسفند 1394 ساعت: 6:48

فردای میانه / پلاتوی ماندگار محمد رنگساز، خبرنگار خبرگزاری صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی، خشم و کینه ی دشمنان ضد انقلاب را برانگیخت و آنها نتوانستند این ناراحتی را بروز ندهند!
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 28 اسفند 1394 ساعت: 2:19
مهندس حسینی نماینده مردم میانه در مجلس شورای اسلامی عصر روز پنجشنبه مورخه 94/12/27 از روند بازسازی بیمارستان امام خمینی (ره) میانه بازدید کرد و از نزدیک در جریان آخرین مراحل بازسازی این بیمارستان قرار گرفت.به گفته دکتر طاهری رییس شبکه بهداشت و درمان میانه ،مراحل انجام این پروژه که اعتبار آن در طول مجلس نهم و به دستور دکتر هاشمی وزیر محترم بهداشت و درمان تامین گردیده رو به اتمام است و در سه ماهه اول سال 95 قابل بهره برداری می باشد.شایان ذکر است بخش سی تی اسکن در این بیمارستان و با تعرفه دولتی آماده ارائه خدمات به همشهریان محترم میباشد.







برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 27 اسفند 1394 ساعت: 23:26

جهان هستی همچون اقیانوس ژرف و بی انتهایی است که هر کسی با تور فکر و اندیشه ی خویش به صید نیازهای خود در آن مشغول است. هر چیزی که ما در این جهان هستی می یابیم، بواسطه ی فکر و اندیشه ی خود است که می یابییم. کم و کیف صید ما در این جهان در ارتباط با کم و کیف فهم ما از این جهان هستی قرار دارد. هر اندیشه ای در جغرافیای فهمِ خود نفس می کشد. اندیشه های بزرگ در ارتباط با فهم های عمیق هستند و اندیشه های حقیر و کوچک حاصل فهم های سطحی و کم عمق می باشند.
به نظر من در طبیعت، کارها ساده و آسان است چرا که راه ها آسان و هموار است! اما انسانها در زندگی، کارها را برای خودشان سخت و پیچیده می کنند؟! آبی که در گوشه ای از طبیعت جاری است، می خواهد که ساده ترین و راحترین مسیر را برای رفتنش انتخاب کند و از اینروست که همواره در جریان می ماند و این جریان در نهایت او را به آغوش رودخانه ای می رساند. اما ما آدمها خیال می کنیم که در راه های که در طولِ زندگی انتخاب می کنیم هر چه قدر این راهها پیچیده تر باشند، مطمئن تر نیز هستند! اما در عمل می بینیم که اینگونه نیست! پس در این مورد ما می توانیم از طبیعت یک درس خوب بیاموزیم.
طبیعت، ساده ترین و آسان ترین راهها را به ما نشان می دهد و از اینروست که ما در کنار طبیعت یک آرامش خاصی را احساس می کنیم و از این آرامشِ خود لذت می بریم. طبیعت، عشق به سادگی را به ما می آموزد و نتیجه این سادگی، آرامش و راحتی است و بدون رسیدن به آرامش نمی توان از چیزی لذت برد. در زندگی آرامش مقدمه ی لذت است. وقتی که دچار دغدغه واضطراب هستیم، ازهیچ چیزی نمی توانیم لذت ببریم. هستی با این عظمتش و طبیعت با این وسعتش هر دو غرق در آرامشی زیبا هستند...
هر چه ما راه های پیچیده تر را انتخاب می کنیم در واقع کارها را برای خودمان سخت تر می کنیم و هر چه کارها برایمان سخت تر می شود، بیشتر دچار دغدغه و اظطراب می شویم و هر چه بیشتر دچار دغدغه و اضطراب می شویم کمتراز زندگی لذت می بریم.
یکی از معلم های بشر در تاریخ زندگی اش، طبیعت بوده است. انسان در زندگی تاریخی اش از این معلم خود چیزهای زیادی آموخته است از ساختن ابزار و سرپناه تا الهام گرفتن در خلق آثار هنری و کشف قوانین و رازهای علمی.
بجز زمین، در هیچ یک از کرات این منظومه ی شمسی نمی توان از محیط زیست سخن گفت. از حیات وحش سخن گفت. از فرهنگ و تمدن سخن گفت. از آب های روان و از جنگل های وسیع سخن گفت. از چشمه های جوشان و از ابرهای روان سخن گفت. از نسیم خنک صبحگاهی و از شبنم های شفاف بهاری سخن گفت. از چهار فصل و از زیبائیهای متفاوت آن سخن گفت. تنها در روی زمین است که می توان از این حقیایق سخن گفت.
در ساحت هنر، طبیعت طرف گفت و گوی انسان است. در این دیدگاه، طبیعت دارای روح است. دارای معنا است. طبیعت موجودی زنده و حساس است. در ساحت هنر ، انسان با طبیعت به گفت و گو می نشیند و گوش به رازهای طبیعت سپرده و در زندگی اش از طبیعت الهام می گیرد. در این گفت و گو، انسان با دیده ی احترام به طبیعت می نگرد. و طبیعت را ماده ای خام و بی روح نمی بیند. زمانی انسان به طبیعت به دیده ی خانه ی زندگی خود می نگریست و احترام خانه برای صاحب خانه واجب بود. " از نظر هولدرلین رودخانه ی راین جلوه ی وجود است و در نتیجه من ارباب آن نیستم که به هر نحوی که بخواهم آن را مها کنم. هایدگر معتقد است که نگاه ما به رودخانه راین، دیگر نگاه گذشتگان نیست. ما امروز می خواهیم بر روی این رودخانه سد بزنیم و از آن انرژی برق بگیریم و ... بنابراین راین، دیگر راین نیست بلکه آن چیزی است که ما می خواهیم باشد. " ( مدخل فلسفه ی غربی معاصر، ص 214 ) آقای دکتر محمود خاتمی در ادامه می نویسند " از نظر هولدرلین، راین قبلا یک هویت پویا داشته است در حالی که امروزه یک ابژه ی انتزاعی لحاظ می شود یعنی چیزی که می تواند منبع انرژی باشد و از طریق سد می تواند مورد استفاده واقع شود اما در گذشته افراد با راین زندگی می کرده اند. " ( همان، ص 223 )
تکنولوژی تجلی خواست انسان برای تحمیل اراده ی خویش بر طبیعت است. در ساحت هنر، ما طبیعت را آنگونه که هست می پذیریم و اگر هم در آن تغییری ایجاد میکنیم این تغییر همراه با احترام و علاقه ی ما به طبیعت است. همچون سفالگری که تجلی عشق نیاکان ما به خاک بوده است. اما در ساحت تکنولوژی، انسان طبیعت را آنگونه که دوست دارد، تحت اراده و خواست خودش درمی آورد. در حضور تکنولوژی، طبیعت موضوع تحقیق ما می شود و نه طرف گفت و گوی ما. در حضور تکنولوژی، طبیعت برای زندگی ماست و نه همراه با زندگی ما.
حیات یک معجزه است و ما تنها موجوداتی هستیم که در گستره ی این جهان هستی از زیباترین جلوه های این معجزه در روی کره ی زمین بهره مند هستیم. طبیعت همچون آینه ای است که بخش مهمی از اسرار و زیبائیهای آفرینش را به ما نشان می دهد. زمین آغوش گرم و مهربان خودش را به روی ما انسانها و سایر موجودات گشوده است. زمین به ما این اجازه و این فرصت را داده است که آنرا آنگونه که خود دوست داریم و مورد نیازمان است دست کاری کرده و تغییر دهیم. در روی آن کشف کرده و بیافرینیم. به رازهای هستی بیاندیشیم و از شگفتیهای آن غرق لذت شویم. شکار کنیم و کشاورزی کنیم و برای خودمان خانه بسازیم. بر روی آن بکاریم و درو کنیم. بر روی آن سفر کرده و از جاهای گوناگون دیدن کنیم. بر روی آن نشسته و استراحت کنیم. در روی آن زندگی کنیم و در روی آن از دنیا برویم. زمین خانه ی مشترک همه ی ماست.
ما باید شکرگذار این نعمت ها باشیم. شکرگذار این نعمتها بودن یعنی استفاده ی خوب و صحیح از این نعمت ها. یعنی حیف و میل نکردن این نعمت ها. شکرگذار این نعمت ها بودن یعنی هم از این نعمت ها خوب استفاده کردن و هم از آنها خوب مواظبت کردن.
طبیعت ریشه دارد اما شهر نه! شهر بی ریشه است و انسان دنبال ریشه است و ریشه ی انسان در طبیعت است. ما با طبیعت همجنس هستیم. جنس ما از خاک است و از اینروست که با طبیعت احساس آشنایی می کنیم. ما با پلاستیک و آهن و شیشه همجنس نیستیم و کمتر از آنها لذت برده و زود از آنها خسته می شویم. شهر با همه ی زرق و برقش بی روح و کسل کننده و تکراری است. اما حضور ما در طبیعت برایمان لذت بخش است و کمتر در طبیعت احساس خستگی میکنیم. طبیعت گذشته ی ماست. طبیعت دارای عالم و روح است. طبیعت بکر و وحشی اما آرام است. طبیعت همیشه تازه و زیباست. ما همراه با طبیعت است که نفس می کشیم و همراه با آن و در کنار آن به زندگی خویش ادامه می دهیم.
فرج عزیزی
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 27 اسفند 1394 ساعت: 20:41
به گزارش صدای میانه؛ طی حکمی از سوی نجاتی رئیس
سازمان صنعت، معدن و تجارت، محمد امدادیان به عنوان سرپرست جدید اداره صنعت، معدن و تجارت شهرستان میانه معرفی شده و از زحمات ناصر مغانلو رئیس سابق اداره صنعت، معدن و تجارت میانه، تقدیر شد.
در مراسم معارفه سرپرست جدید اداره صنعت، معدن و تجارت شهرستان میانه ، مشایخی معاون سیاسی فرماندری ویژه میانه و پایدار معاون پشتیبانی و توسعه مدیریت سازمان صنعت حضور داشتند.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 27 اسفند 1394 ساعت: 17:54
گزارش تصویری اقدامات ستاد استقبال از نوروز شهرداری میانه
خبر مرتبط: تشکیل ستاد استقبال از نوروز ۹۵در شهرداری میانه
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 27 اسفند 1394 ساعت: 17:54

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 27 اسفند 1394 ساعت: 17:54